X
تبلیغات
خوب ، بد ، زشت

خوب ، بد ، زشت

عید سعید فطر مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:29  توسط رضا احمدزاده  | 

يافتن همسر وفادار به کمک فرمول رياضي!

دانشمند‌ان استراليايي مدعي‌اند مي‌توانند با يك فرمول رياضياتي كسي را كه واقعا عاشق شما است و دوستتان دارد، پيدا كنند.

محققان مي‌گويند: دانش رياضيات سال‌هاي مديدي است كه توانسته بسياري از معادلات پيچيده را حل كند و اكنون هم با يك فرمول رياضي مي‌توانيد دريابيد كه چه كسي واقعا دوستدار شما است.

در اين پژوهش محققان آنچه را كه هر دو جنسيت زن و مرد در فرهنگ‌هاي مختلف جذب آن مي‌شوند، مورد مطالعه قرار دادند.

محققان معتقدند كه با محاسبه نسبت دور كمر به دور استخوان لگن مي توانيد دريابيد كه چه كسي در ابراز علاقه به شما صادق تر و با وفاتر خواهد بود!
:
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:26  توسط رضا احمدزاده  | 

ازدواج پسندیده

1ـ خداوند مقرر کرده که زنان شوهرمرده چهار ماه و ده روز بعد از وفات همسر، عدّه نگه دارند و بعد از آن آزادند در باره آینده خود تصمیم بگیرند و ازدواج کنند و چنین اقدامى از جانب آنان از جنبه شرعى هیچ اشکالى نداشته بلکه اقدام به ازدواج همیشه پسندیده است و این مورد نیز از حکم عمومى «پسندیده بودن ازدواج» خارج نیست؛ به همین جهت اقدام آنها به ازدواج در قرآن عنوان «معروف» یعنى پسندیده و «به خوبى شناخته شده» گرفته است.

«و الذین یُتَوَفَّونَ منکم و یذرون ازواجا یتربصن بانفسهن اربعة اشهر و عشرا فاذا بلغن اجلهن فلا جناح علیکم فیما فعلن فى انفسهن بالمعروف و اللّه بما تعملون خبیر؛

و کسانى از شما که مى میرند و همسرانى از خود به جا مى گذارند، همسران آنان باید چهار ماه و ده روز مدت نگه دارند و وقتى به آخر این مدت رسیدند، بر شما وظیفه اى در مورد اقدام معروفانه آنان نسبت به خودشان نیست (حق جلوگیرى ندارید) و خداوند به اعمال آنان آگاه است.»

متأسفانه از دیرباز نسبت به زنان همسر مرده ظلم مى شده و از آنان انتظار نابه جا داشته اند. در امت هایى آنان را با شوهر مرحوم خود دفن مى کرده اند، در امت هایى دیگر حکم مى کرده اند که زن شوهرمرده نباید تا آخر عمر ازدواج کند و ملت هایى نیز انتظار داشتند زن یک سال یا نه ماه بعد از وفات شوهر خود از ازدواج مجدد خوددارى ورزد. اسلام گرچه براى رابطه زوجیت و علقه و انسى که بین زن و مرد است حرمت قائل شده و بخصوص از زن انتظار حیا و عفت بیشتر دارد و نمى پسندد که زن همچون متاعى دست به دست شود، با این وجود رعایت حقوق انسانى زن را هم کرده و جهت رعایت حرمت ازدواج و جلوگیرى از به ابتذال کشیده شدن زن فقط مدت چهار ماه و ده روز (یعنى یک ماه و ده روز پیش از عدّه عادى) انتظار را کافى شمرده و بعد از آن به زن اجازه داده براى آینده خود تصمیم بگیرد و این تصمیم گیرىِ او را به هیچ وجه نکوهیده و ناپسند ندانسته بلکه آن را اقدامى پسندیده معرفى کرده است.

البته همان گونه که اشاره شد، عرب جاهلى زن را موظف مى دانست تا یک سال بعد از مرگ شوهر عدّه نگه دارد و زنان تا یک سال بعد از مرگ شوهر خانه نشین بوده و از ازدواج خوددارى مى کردند. قبل از تعیین عدّه وفات، در آیه 240 سوره بقره با توجه به این عادت عرب جاهلى توصیه شده که مردها مالى براى همسران خود وصیت کنند تا اگر آنها خواستند یک سال انتظار بکشند، براى هزینه زندگى و روزى خود از آن مال استفاده کنند و ورثه شوهران متوفا نیز آن زنان را از منزل شوهر متوفا تا یک سال اخراج نکنند. البته این حقى بود براى زنان، نه وظیفه، لذا آنان مى توانستند بعد از تمام شدن عده از خانه شوهر خارج شوند و براى خود تصمیم بگیرند و ازدواج کنند ولى اگر خواستند ادامه دهند، وارثان حق اخراج آنان را نداشتند. جالب اینکه در اینجا هم به اقدام آنان به ازدواج بعد از تمام شدن عده، عنوان «معروف» و پسندیده داده شده تا مورد تقبیح جاهلانه افراد قرار نگیرد.

«و الذین یتوفون منکم و یذرون ازواجا وصیة لازواجهم متاعا الى الحول غیر اخراج فان خرجن فلا جناح علیکم فیما فعلن فى انفسهن من معروف و اللّه عزیز حکیم؛

و کسانى از شما که مى میرند و همسرانى به جا مى گذارند، براى همسران خود متاعى تا یک سال بعد از مرگ خود وصیت کنند و آنان را از خانه زناشویى اخراج ننمایند و اگر خودشان خارج شدند، بر آنها منعى در اقدام پسندیده اى که نسبت به خود انجام مى دهند، نیست و خداوند شکست ناپذیر حکیم است.»

و حکم این آیه به وسیله آیه قبل و آیه میراث منسوخ شد.

ازدواج نیاز عاطفى انسان

2ـ زن و مرد در کنار همدیگر انس و آرامش پیدا مى کنند و مرد یا زن همسر مرده معمولاً بعد از مدتى نیاز به همدم و همسر را در خود مى یابد و این نیاز براى مردان و زنان میانسال و مسنّ بیشتر است زیرا معمولاً در سن میانسالى و پیرى فرزندان با ازدواج به زندگى خود مشغول مى شوند و زندگى خانوادگى، آنان را از رسیدگى کافى به پدر و مادر منصرف و مشغول مى سازد و براى مرد و زن میانسالِ بیوه، نیاز به مونس بخصوص همسرى که نیاز عاطفى او را برآورده سازد، بیشتر است ولى متأسفانه در جامعه به ناحق این نیاز مورد غفلت واقع مى شود و بخصوص از طرف فرزندانى که خود در کنار همسر آرامش دارند، انکار مى شود و ازدواج مادر و پدر میانسال و پیر همسر

اسلام گرچه براى رابطه زوجیت و علقه و انسى که بین زن و مرد است حرمت قائل شده و بخصوص از زن انتظار حیا و عفت بیشتر دارد و نمى پسندد که زن همچون متاعى دست به دست شود، با این وجود رعایت حقوق انسانى زن را هم کرده و جهت رعایت حرمت ازدواج و جلوگیرى از به ابتذال کشیده شدن زن فقط مدت چهار ماه و ده روز (یعنى یک ماه و ده روز پیش از عدّه عادى) انتظار را کافى شمرده و بعد از آن به زن اجازه داده براى آینده خود تصمیم بگیرد و این تصمیم گیرىِ او را به هیچ وجه نکوهیده و ناپسند ندانسته بلکه آن را اقدامى پسندیده معرفى کرده است.

متأسفانه جامعه هم بخصوص نسبت به ازدواج زنان شوهرمرده اىکه فرزند دارند روى خوش نشان نمى دهد و اقدام آنان را تقبیح کرده و شایسته سرزنش مى داند در حالى که نیاز آنان به مونس از جهت عاطفى اگر بیشتر از مردان نباشد، کمتر نیست.

مرده بخصوص زنان بیوه، از جانب فرزندان به شدت نکوهش شده و با آن مخالفت مى گردد. متأسفانه جامعه هم بخصوص نسبت به ازدواج زنان شوهرمرده اى که فرزند دارند روى خوش نشان نمى دهد و اقدام آنان را تقبیح کرده و شایسته سرزنش مى داند در حالى که نیاز آنان به مونس از جهت عاطفى اگر بیشتر از مردان نباشد، کمتر نیست.

مانع نبودن ازدواج از وفادارى به همسر

3ـ زن و مردى که زندگى زناشویى سرشار از انس و محبتى داشته اند، وقتى یکى از آنان بخصوص مرد، دار فانى را وداع مى کند، وفادارى همسر متوفا به وى در چهره خوددارى او از ازدواج خود مى نماید در حالى که این یک تصور غلط است. وفادارى به همسرى که از دنیا رفته مى تواند به صورت هاى مختلف دیگر ظهور کند بدون اینکه زن خود را موظف به خوددارى از ازدواج داشته و ازدواج به هیچ وجه توهین و بى احترامى به شوهرى که از دنیا رفته نیست. تاریخ زندگى امامان و اولیا و صالحان بهترین نمونه این ادعاست. آن بزرگواران به همسران خود توصیه مى کردند که بعد از تمام شدن مدت عدّه، ازدواج کنند و حتى گاهى فرد مناسب را نیز به آنان معرفى مى کردند. امام على(ع) هنگام وفات به همسرشان «امامه» توصیه کردند که اگر خواستى بعد از من ازدواج کنى با مغیرة بن نوفل بن عبدالمطلب (عموزاده امام) ازدواج کن زیرا مطمئنم که معاویه براى اهداف شوم سیاسى که در سر دارد، به خواستگارى تو آمده و در صدد ازدواج با تو خواهد بود؛ و حتى امام به مغیره نیز توصیه مى کند که با امامه ازدواج کند. وفادارى به همسرى که از دنیا رفته به این است که همیشه یادآور فضایل او باشد و یاد او را زنده نگه دارد و برایش دعا و طلب رحمت کند و ... . خوددارى از ازدواج نه در ابتدا پسندیده است و نه بعد از وفات همسر؛ مجرد زیستن هیچ گاه عمل پسندیده اى به حساب نیامده و بدان دعوت نشده و سیره اولیا و صلحا اعم از زن و مرد نبوده است و نباید با توجیهات غیر معقول این عمل غیر پسندیده را ارزشمند جلوه داد و خوددارى کنندگان از ازدواج بعد از مرگ شوهر و همسر را به عنوان وفادار و غیر آن ستود. ستایشى که ریشه در قرآن و سنت و عقل نداشته باشد، ستایش بجایى نیست و نباید بدان دل خوش بود و آن را ترویج کرد.

شایستگى، ملاک همسرى شوهر متوفا

4ـ محروم شدن از همسرى شوهر متوفا در آخرت، خوفى است که بعضى از زنان بخصوص زنان اولیا و صلحا و شهیدان را از ازدواج مجدد باز مى دارد. آنان گمان مى کنند که اگر بعد از همسر قبلى که از دنیا رفته ازدواج کنند، دیگر رابطه زوجیت آنان از بین رفته و در آخرت از افتخار همسرى با آن مرد صالح و شهید والامقام محروم خواهند شد. این نیز توهم غلطى است. به جاى بها دادن به چنین توهماتى مناسب است اولاً در عمل صالح و تداوم بخشیدن به راه همسر متوفایشان، تلاش و کوشش کنند پرچمى که از دست او افتاده را برافراشته نگه دارند و با این اقدام ارزشمند خود، بهشتى شدن خود را قطعى کنند تا شرط ملحق شدن به همسر متوفا را پیدا نمایند. خداوند مى فرماید:

«و الذین صبروا ابتغاء وجه ربّهم و اقاموا الصلوة و انفقوا ممّا رزقناهم سرّا و علانیةً و یدرؤن بالحسنةِ السیئة اولئک لهم عقبى الدار جنات عدن یدخلونها و من صلح من ابائهم و ازواجهم و ذریاتهم؛

و کسانى که براى رضاى خدا صبر و تحمل کردند و نماز را اقامه داشتند و از آنچه بدانان روزى کرده بودیم، در آشکار و پنهان بخشیدند و با نیکى بدى را دفع کردند، سراى آخرت از آنان است؛ بهشت هاى جاوید که در آن با پدران، همسران و فرزندان صالح وارد مى شوند.»

همچنان که در آیه تصریح شده، باید شرط صلاحیت ورود به بهشت را پیدا کرد تا در آخرت به افتخار همسرى و همراهى با همسر سابق که به درجات والاى علم و شهادت و تقوا رسیده، نائل شد.

اگر شرط صلاحیت ورود به بهشت باشد و اگر همسر سابق علاقه مند به زوجه اش بوده و همسرى او در بهشت را خواستار باشد، خداوند آنان را به هم خواهد بخشید و در کنار هم در بهشت در صفا و صمیمیت زندگى خواهند کرد ولى اگر شرط شایستگى ورود به بهشت را پیدا نکند و بعد از همسر شهید از راه او که همان راه ایمان، تقوا، عفت و عمل صالح است، کناره بگیرد، به طور طبیعى صلاحیت ورود به بهشت و همسرى شوى سابق خود را نداشته و به او ملحق نخواهد گردید.

و اما زنانى که در دنیا چند ازدواج کرده اند، در آخرت اگر بهشتى شدند، به همسرى هر کدام که پسندیده تر و بدان دلبسته تر بوده، در مى آیند. ام سلمه از رسول خدا(ص) سؤال کرد:

پدر و مادرم فدایت گردد، زنى در دنیا دو شوهر کرده و حالا که همه از دنیا رفته اند و همگى بهشتى شده اند، این زن همسر کدام یک از آنهاست؟ حضرت فرمود: زن خوش اخلاق ترین آن دو را انتخاب مى کند؛ آنکه نسبت به خانواده اش نیکوتر بوده است. اى ام سلمه، حسن خلق خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد.

در روایتى دیگر از امام صادق(ع) چنین سؤال شد:

فدایت شوم، مرا خبر ده از مرد مؤمنى که همسر مؤمنه اى دارد و هر دو وارد بهشت مى شوند؛ آیا در آنجا مى توانند با یکدیگر ازدواج کنند؟

حضرت فرمود:

اى ابامحمد، حکم خدا همیشه عادلانه است. اگر آن مرد بافضیلت تر باشد، حق انتخاب دارد و اگر همسرش را خواست، او از زنانش مى شود و اگر آن زن بافضیلت تر باشد، حق انتخاب با وى است که اگر شوهرش را خواست، او شوهرش خواهد شد.

امید است مردان و زنانى که همسران خود را از دست مى دهند، با اقدام به ازدواج صحیح و حساب شده، راه ایمان، عفت و تقوا را براى خود هموار سازند و شایستگى ورود به بهشت پیدا کنند و آنجا در کنار همسران پسندیده و مورد علاقه خود شاد و مسرور باشند.

وفادارى به همسرى که از دنیا رفته به این است که همیشه یادآور فضایل او باشد و یاد او را زنده نگه دارد و برایش دعا و طلب رحمت کند و ... . خوددارى از ازدواج نه در ابتدا پسندیده است و نه بعد از وفات همسر؛ مجرد زیستن هیچ گاه عمل پسندیده اى به حساب نیامده و بدان دعوت نشده و سیره اولیا و صلحا اعم از زن و مرد نبوده است و نباید با توجیهات غیر معقول این عمل غیر پسندیده را ارزشمند جلوه داد و خوددارى کنندگان از ازدواج بعد از مرگ شوهر و همسر را به عنوان وفادار و غیر آن ستود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:23  توسط رضا احمدزاده  | 

احترام به تفاوت ها در زندگی زناشویی

همانطور كه می دانیم زنان و مردان دارای تفاوت های بسیاری هستند و آگاهی ازاین تفاوت ها در بهبود روابط بسیار مؤثر است. همچون آهن ربا، تفاوت های افراد می تواند باعث جذب آنان به یكدیگر شود. با بالا رفتن درك و آگاهی می توانیم به این تفاوت ها احترام بگذاریم و توجه خاصی داشته باشیم.

تفاوت های بین مردان و زنان حقیقتاً می توانند مكمل یكدیگر باشند و به هر یک از طرفین فرصتی دهند تا به تعادل برسند. اگر ما روحیه كاملاً پرخاشگری داشته باشیم جذب فردی می شویم كه آرام تر و خونسردتر از ما باشد. با ارتباط برقرار كردن با فرد آرام و خونسرد، ما به طور ناخودآگاه با خصوصیات و كیفیت های این گروه آشنا می شویم.

در واقع تفاوت های بین افراد باعث می شود آنان به سوی یكدیگر جذب شوند و این همان احساسی است كه ما آن را عشق تعبیر می كنیم. معمولاً دختران جوان دوست دارند فردی را شریك زندگی خود انتخاب كنند كه فاقد خصوصیات بـَدِ خودشان باشد.

بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.

تفاوت های بین افراد، بُعد دیگری را نیز ایجاد می كند؛ بدین معنا كه وقتی زن و شوهری تفاوت های بین یكدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یكدیگر نداشته باشند، در این صورت شباهت ها و همانندی های بسیاری را نیز در دیگری درك می كنند. گرچه هر كدام از ما منحصر به فرد هستیم ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. این تضاد ما را به یك حقیقت شگفت انگیز در روابط رهنمون می كند. به عبارت دیگر شریك زندگی شما تركیبی از تفاوت ها و تشابهات مكمل است. زن و شوهرهای واقعاً عاشق، مفهوم این تركیب را بسیار خوب می دانند.نمونه های ذیل گفته های این افراد است:

ما با یكدیگر بسیار فرق داریم ولی آنچه كه ما را به یكدیگر پیوند می زند این است كه هر دوی ما خیلی احساساتی هستیم.

ما در بسیاری جنبه ها با یكدیگر تفاوت داریم. من طلوع آفتاب را دوست دارم ولی همسرم از غروب آفتاب خوشش می آید. او رؤیایی است ولی من واقع بین هستم. او از هر حادثه ای نگران نمی شود ولی من دائماً نگران هستم. با این وجود ما در بسیاری جنبه ها یكی هستیم. به طوری كه حرف و عملمان در زندگی یكی است و انگار دارای یك طول موج می باشیم.

گاهی اوقات من عاشق همسرم هستم و گاهی اوقات از او خسته می شوم. وقتی عاشق او نیستم به این خاطر است كه در آن لحظه توانایی ابراز عشق و محبت به او را ندارم. در این مواقع احساس خوبی ندارم زیرا می دانم برای بهبود رابطه و داشتن یك زندگی خوب باید با هم باشیم و یكدیگر را حمایت كنیم.

بیشتر مشكلات ما كاملاً متفاوت از یكدیگر است، ولی شباهت ما در این است كه هر دوی ما مشكلات زیادی داریم. ما یاد گرفته ایم برای غلبه بر مشكلات به یكدیگر كمك كنیم بدون آنكه به دیگری احساس بی ارزشی دست دهد. فكر می كنم اگر همسرم انسان كاملی بود و مشكلی نداشت احساس من طور دیگری بود به طوری كه می خواستم همیشه او را شكست دهم.

مدت دو سال از زندگی ما بسیار عاشقانه گذشت. بعد از مدتی آتش عشق و محبت ما فروكش كرد. حالت رمانتیك زندگی از بین رفت. وقتی یك روز صبح از خواب بلند شدم احساس كردم ما دو انسان متفاوت از یكدیگر با شباهت های بسیار كم هستیم. بسیار غصه خوردم و از زندگی مأیوس شدم ولی بعد از مدتی فهمیدم كه این عشق واقعی نیست.عشق واقعی یعنی تقسیم احساسات و درك ناراحتی هایمان. من عاشق یك شخص واقعی شدم تا عاشق شخصیتی كه می خواستم از او بسازم.

در همه این مثال ها عشق در طی زمان با پذیرش و درك از یكدیگر توسعه و رشد پیدا كرد. با این روش هدف از عشق هماهنگ كردن تفاوت های بین زن و شوهر و ساختن یك رابطه مثبت و پایدار است.

شاید بسیاری از خانواده های امروزی با عشق واقعی بسیار فاصله داشته باشند. بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.

عشق واقعی و عشقی كه امروزه تمام روان شناسان مسائل خانواده متفق القول بر آن صحه می گذارندپذیرش و احترام به تفاوت طرف مقابل است. مطمئن باشید اگر تمام كره زمین را نیز بگردید همسری كه در تمام جنبه ها همانند شما باشد پیدا نخواهید كرد. تنها با پذیرش تفاوت های همسرتان خواهید توانست در ساختن یك زندگی خوب قدم های مثبتی بردارید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:21  توسط رضا احمدزاده  | 

عید سعید فطر مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 15:13  توسط رضا احمدزاده  | 

- خصلت سخاوت و بخشش، علاوه بر آنكه در حد ذات خود از خصال و اخلاق كريمه است و موجب بهره‏مندى مردم بينوا مى‏شود، اصولاً اين خلق و خو، فوايد و آثار اجتماعى فراوان و ملموسى دارد؛ زيرا شخص كريم و سخاوتمند، محبوب و مورد علاقه مردم است و محبت بطور كلى در هر جامعه‏اى، مبدء تفاهمها و الفتها مى‏شود، بلكه چه بسيار كه محبت و دوستى، نردبان پيشرفت و رسيدن شخص سخاوتمند و بخششگر به رياست و زعامت مى‏گردد؛ يعنى انسان سخى و دست و دلباز از آنچنان محبوبيتى برخوردار مى‏شود كه مردم به سخنان او كاملاً توجه مى‏كنند و از دستورات و فرمانهايش اطاعت مى‏نمايند و همين امر - يعنى رياست و زعامت شخص صالح و نيكوكار و بخششگر دست و دلباز - مبدء بسيارى از خيرات و بركات براى جامعه مى‏شود.


امام صادق (ع) به مُعلّى مى‏فرمود: با صله و بخشش، علاقه و محبت مردم را به سوى خود جلب كن؛ زيرا خداوند عطا و بخشش را رمز مهر و محبت و تنگ نظرى و بخل را كليد عداوت و دشمنى قرار داده است. به خدا سوگند! اينكه شما چيزى از من بخواهيد و من آن را به شما بدهم، نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است كه چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نهايت، نسبت به من احساس كينه و دشمنى كنيد.1
 

امام هديه ‏ها و بخششهاى زياد و كلان به مردم مى‏داد، بطوريكه شخص بينوا پس از دريافت صله و عطاى امام احساس نياز و تنگدستى نمى‏كرد . اينك فرازهائى از آن را ياد مى‏آوريم.

روزى امام يكجا مبلغ چهارصد درهم به بينوائى داد و او آن مبلغ راگرفت و سپاس گويان رفت. امام به خدمتكارش فرمود كه آن بينوا را دوباره پيش امام بياورد.
مرد بينوا عرضه داشت: اى سرور من! از شما كمك خواستم، شما هم كه داديد. دوباره مرا براى چه خواستيد؟
امام: رسول خدا فرمود: «بهترين صدقه، احسان، صله و بخشش آن است كه طرف را بى نياز كند»، و ما آنقدر نداديم كه تو كاملاً غنى و بى‏نياز گردى. بيا، اين نگين انگشترى را هم بگير و دقت كن كه براى آن ده هزار درهم قيمت گذاشته شده است؛ اگر روزى نياز پيدا كردى آن را به همين قيمت بفروش.2

به گمان من امام صادق (ع) براى اينكه آن مرد، مرحمتى امام را سپاس گفت و شكر گزارى نمود لذا دوباره صله ديگر به او داد؛ زيرا زبان شكر و سپاس از انگيزه‏هاى افزايش نعمت است: «لئن شكرتم لا زيدنكم...» 3

در موردى ديگر، امام به سائلى كه ابتدائاً فقط سه حبه انگور داده بود، بعد به وى دو مشت پر و سپس بيست درهم و در آخر يك پيراهن افزون داد. چون او با دريافت اولين صله و احسان، حمد خدا را بجاى آورده و قانع شده بود، امام هم آنقدر به او صله داد كه او از ستايش و دعا براى امام خسته شد و باز ايستاد. 4

روزى مردى به نام اشجع سلمى به حضور امام شرفياب شد و ديد امام بيمار است و در رختخواب آرميده. اشجع در كنار امام نشست و از علت بيمارى سؤال كرد. امام به او گفت: از علت بيمارى من درگذر! بگو ببينم براى چه كار و مقصدى آمده‏اى؟
اشجع ضمن دو بيت شعر چنين گفت: خداوند لباس عافيت بر تن شما بپوشاند و چه در خواب و چه در بيدارى شما را سالم و تندرست بدارد. خداوند رنجورى را از شما دور كند، آنگونه كه خوارى و ذلت سؤال را از شما دور فرموده است .
امام به خدمتكار خانه فرمود: ببين چقدر پول داريم؟
خدمتكار گفت: چهار صد درهم .
امام فرمود: همه آن را به اشجع بده. 5

مفضل بن قيس بن رمانه كه يكى از شاگردان امام و ياران نيك او بود، نزد امام آمد و از گرفتارى و نادرى، زبان به شكوه گشود و از او التماس دعا كرد. امام به كنيز گفت: كيسه‏اى را كه ابوجعفر براى ما فرستاده است، بياور!
او كيسه را آورد و امام خطاب به مفضل فرمود: توى اين كيسه چهارهزار دينار است ؛ هر چه مى‏خواهى از آن بردار!
مفضل:نه، به خدا سوگند! قربات گردم، فقط خواستم دعا بفرمائيد.
امام: دعا هم خواهم كرد. فقط «سعى كن» همه گرفتاريت را به مردم نگوئى كه در نظر آنان بى مقدار مى‏شوى. 6

اينها شمه‏اى از صله‏ها و احسانهاى بزرگى كه فقط مثالى مى‏تواند باشد براى آن خصال والاى امام و ما درصدد آن نيستيم كه همه بزرگواريهاى آن حضرت را مطرح سازيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 15:9  توسط رضا احمدزاده  | 

به نظر شما...........

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 13:5  توسط رضا احمدزاده  | 

دليل خيانت زنان

خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر از بین خواهـد برد. مـعمولا نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود ولی در کل هیچ ذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دروی نـمود.
خـوشـبـختانه در جامعه ما بدلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیـل ایرانـی، تعـداد زنانی که بـه شوهـران خود خیانت می کنند بسیار اندک است. در زیر برخی از دلایل خیانت زنان را می خوانید.
دلیل شماره 10
فساد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گيرد.
دلیل شماره 9
خیانت شوهر
اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا'' احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

دلیل شماره 8

ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری

اگر فیلم ''بی وفا'' را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟
دلیل شماره 7


تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر

او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

دلیل شماره 6

دیدگاه اشتباه

برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک ''شریک جنسی'' نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر ''نادرست'' خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

دلیل شماره 5

عدم توجه و بی اهمیتی توسط شوهر

تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

دلیل شماره 4

مورد غفلت واقع شدن

او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.
دلیل شماره 3


پول و وضعیت اقتصادی

با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

دلیل شماره 2

ارضا نشدن جنسی

مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

دلیل شماره 1

ماجرا جویی و حسادت

به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.



نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 12:59  توسط رضا احمدزاده  | 

ده دليل خيانت شوهر به همسر خود

ده دليل خيانت شوهر به همسر خود!؟

همه مردان تا حدی می‌دانند كه خیانت كار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اكثر آنها حتی فكر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی..!؟؟

 

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از كانال‌ها‌ی تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه‌ها‌ی متعددی دارند اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می‌كنند؟

همه مردان تا حدی می‌دانند كه خیانت كار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اكثر آنها حتی فكر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می‌شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می‌خوانید.

دلیل شماره یك:

از بین رفتن عشق و علاقه

افسوس كه پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را كه در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند. اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناك و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در كنار هم ادامه داد.


دلیل شماره دو:

عدم جذابیت همسر

سر كردن مدت طولانی با یكدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می‌شود. به این معنا كه دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته به شیفتن شوهرشان نمی‌پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

دلیل شماره سه:

سهل انگاری زنان

اكثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او می‌بخشند كه این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممكن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت كه بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می‌دهند ممكن است موجبات مضاعف شدن مشكلات آنها را فراهم آورد.

دلیل شماره چهار:

اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع‌ها‌ و مجادله‌ها‌ی فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد كمك می‌كنــد.

دلیل شماره پنج :

بولهوسی و هوسرانی

این یك حقیقت غیر قابـل انـكـار اسـت كـه مـردان هوسران توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند. گاهی ممكن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می‌كنـنـد كـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می‌دهند. 

دلیل شماره شش:

عقده‌ها‌ی جنسی

بعضی مردان مایلند بدانند كه چقدر از نظر سایر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می‌آید كه آیا هنـوز در جامعه جذابیتی دارند یا خیر كه یافتن این پرسش ممكن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

دلیل شماره هفت:

بی خطر شمردن خیانت

ز دست دیده و دل هر دو فریاد كه هر چه دیده بیند دل كند یاد. این ضرب المثل قدیمی تازمانیكه دوربین مدار بسته ای برای كنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب می‌شود. برخی تصور می‌كننـد كه اگر خیانت بكنند كسی متوجه نشده و به كسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود برمی‌شمارند. اما توجه داشته باشـیـد كه هـر قـدر مـردان به دلیل عدم كنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبكه جاسوسی و كنترلی خود را گسترش خواهند داد. 

دلیل شماره هشت :

زیاده خواهی و تنوع طلبی

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات كاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می‌دهند. آنها به زن به دیده غنیمت جنسی می‌نگرند و با وجود یك زن در زندگی، تصور می‌كنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند. 

دلیل شماره نه :

خیانت همسر

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام كـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می‌یابند كه عملی غیر منطقی می‌نماید.

دلیل شماره ده :

عدم رقبت همسر به داشتن روابط با شوهر خود

برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممكن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا كمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد كه ایـن امـر مـمـكن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به كج روی او گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 12:57  توسط رضا احمدزاده  | 

به نظر شما...........

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 11:26  توسط رضا احمدزاده  | 

نشانه های خداوند در طبیعت



خداوند در بسیاری از آیات قرآن ,انسان را دعوت به تفکر در طبیعت می کند. تعدادی از این آیات در اینجا آورده شده اند. قابل ذکر است که عکسها زیر بر اساس سلیقه شخصی جمع آوری شده اند و ممکن است نشان دهنده عمق آیات نباشند










سوره الرعد, آیه سه


 و اوست کسى که زمین را گسترانید و در آن کوهها و رودها نهاد و از هر گونه میوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب می ‏پوشاند قطعا در این [امور] براى مردمى که تفکر می ‏کنند نشانه ‏هایى وجود دارد











سوره الروم, آیه ?? 


و از نشانه‏هاى او [اینکه] برق را براى شما بیم ‏آور و امیدبخش مینمایاند و از آسمان به تدریج آبى فرو میفرستد که به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده می‏گرداند در این [امر هم] براى مردمى که تعقل می‏کنند قطعا نشانه‏ هایى است








سوره النحل, آیه ??


به وسیله آن کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [دیگر] براى شما می‏رویاند قطعا در اینها براى مردمى که اندیشه می‏کنند نشانه‏اى است










سوره النحل, آیه ??


 و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در این [امور] براى مردمى که تعقل مى‏کنند نشانه‏ هاست











سوره النحل, آیه ??


 و [همچنین] آنچه را در زمین به رنگهاى گوناگون براى شما پدید آورد [مسخر شما ساخت] بی ‏تردید در این [امور] براى مردمى که پند می ‏گیرند نشانه‏اى است








سوره الحشر, آیه ??


اگر این قرآن را بر کوهى فرومی‏فرستادیم یقینا آن [کوه] را از بیم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشیده می‏دیدى و این مثلها را براى مردم می‏زنیم باشد که آنان بیندیشند








سوره النحل, آیه ??


سپس از همه میوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شکم] آن شهدى که به رنگهاى گوناگون است بیرون می ‏آید در آن براى مردم درمانى است راستى در این [زندگى زنبوران] براى مردمى که تفکر می ‏کنند نشانه [قدرت الهى] است

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 11:20  توسط رضا احمدزاده  | 

راز خوشبختی و سعادت در چیست؟

آیا جادوی عشق، بدون دانش همسرداری، می‌تواند زندگی مشترک سعادتمندی را برای همیشه یا طولانی‌مدت تضمین کند؟

عشق واقعی را باید شناخت، ‌آن‌را محترم شمرد و به آن اعتماد کرد. عشق، احساسی بسیار قوی، ‌قدرتمند‌ و سرشار از انرژی فراوان است که هم‌چون آتشی وجود انسان را دربر گرفته و تمام ابعاد زندگی او را تحت تأثیر خود قرار‌می‌دهد. ‌‌

آیا بسیاری از مردم قادر‌ند ‌بین عشق واقعی، عشق‌‌ کاذب، مجازی و شیفتگی، تفاوت بگذارند و آن‌ها را از هم تمیز دهند؟

عشق و شور زندگی راستین، ‌از درون می‌جوشد؛ آن‌را ‌از درون خود بجویید. عشق به خود، عشق به زندگی و عشق به دیگران، درونی است. عشق واقعی، به‌ انسان کمک می‌کند که زندگی خود را سرشار از شور، نشاط و رضایت کند و به زند‌گی‌اش ‌معنا و مفهوم ‌بخشد. هر‌جا می‌روید و با هرکس که هستید، مهر بدون چشمداشت نثار کنید تا عشق دریافت کنید.

ما عاشق کسانی می‌شویم که عشق و شور زندگی ما را شعله‌ور می‌سازند. باید دانست که عشق راستین، صبور و بردبار است و ‌‌به‌دنبال شناخت و در طول مدت به‌وجود می‌آید. اما عشق کاذب و کور، لحظه‌ای بوده و در همان دیدارهای اولیه ظاهر می‌شود. ‌افرادی که توان شناخت عشق راستین را ندارند، در‌پی یافتن عشق، به دیگران وابسته می‌شوند و هرگز هیجان، شور و عشق واقعی را لمس نخواهند کرد. بیش‌تر مردم، ‌عشق را نمی‌شناسند و جاذبه‌ی جنسی یا عشق کاذب و کور را با عشق و شور واقعی زندگی اشتباه می‌گیرند؛ عشق هیجانی و احساسی، در قلب جای دارد‌ درحالی‌که جاذبه‌ی جنسی در اندام‌های جنسی قرارمی‌گیرد.‌

‌آیا مشکلات و مسائل ‌زندگی مشترک بدون دانش ‌همسرداری و ‌کسب آگاهی و ‌مهارت‌‌های لازم و رفع دیگر نیازها، فقط با عشق، قابل حل هستند؟ به عبارت دیگر، ‌اگر پایه و اساس زندگی مشترک شما، بدون آگاهی‌های لازم و رفع دیگر نیازها، فقط ‌عشق باشد ولی شناخت کافی ‌به نیازهای ‌آشکار و پنهان خود و همسرتان نداشته باشید و نتوانید آن نیاز‌‌ها را به‌صورت درست، ارزیابی کرده و برطرف سازید، در طولانی‌مدت، آیا می‌توانید پاسخ‌های مثبتی از همسر خود دریافت کنید‌ و به پایداری و دوام عشق، امید ببندید؟ ‌

‌باورهای عمومی بسیاری از مردم جوامع مختلف این است که: با عشق است که زن و شوهرها در کنار هم می‌مانند... با عشق است که زوجین همدیگر را خوشبخت می‌کنند... با وجود این همه مشکل، با عشق می‌توان شادمانه زندگی کرد... با عشق است که زن و شوهر یکی می‌شوند... در زندگی زناشویی ایده‌آل، هیچ مشکلی وجود ندارد... در حالی‌که همین باورها و افسانه‌های ازدواج اگر مبنای درستی نداشته باشند، انتظارات غیرواقع‌‌بینانه ایجاد کرده و خود باعث مشکلات فراوان می‌شوند.

فلسفه‌ی اصلی ازدواج‌های امروزی، علاوه‌بر تداوم نسل، ‌‌رفع نیازهای احساسی و عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی، استقلالی و... می‌باشد‌. به‌عبارت ساده، ازدواج و انتخاب همسر به‌منظور تشکیل زندگی مشترک، برای رفع نیازهای فوق‌الذکر زن و مرد صورت‌می‌پذیرد‌. برای رفع این نیازهاست که زن و مرد، ‌به آگاهی و کسب مهارت‌های لازم ‌همسرداری احتیاج ‌دارند. چون مهر، محبت و عشق، گل سرسبد احساس و عاطفه‌ی انسان است، بنابراین وقتی زوج‌ها زندگی مشترک را شروع می‌کنند، هرکدام از دیگری مهر، صمیمیت، وفاداری و عشق بی‌قید و شرط می‌خواهد و هریک به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم انتظار دار‌د دیگر ‌نیازهای آشکار و نهانش‌ نیز توسط همسرش‌ برآورده شود. پرسش این است: «آیا فقط عشق و علاقه می‌تواند جایگزین آگاهی‌ شده و پاسخ‌گوی همه‌ی نیازها باشد؟» ازدواج زمانی موفق به‌حساب می‌آید که اصول همسرداری را بدانیم و آگاه باشیم که با همکاری ‌دوطرف، نیازهای زن توسط شوهر و نیازهای شوهر توسط همسرش برطرف می‌شود و این امر فقط با کسب آگاهی و مهارت‌های لازم و برطرف کردن نیازهای یکدیگر (نیازهای احساسی، عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی و...) امکان‌پذیر است. به دختران و پسران به این علت توصیه می‌شود که آگاهی‌های خود را برای همسرداری و زندگی مشترک، هرچه بیش‌تر بالا ببرند تا بتوانند در زندگی زناشویی،‌ ‌به‌ رفع نیازهای خود و همسرشان به‌صورت درست بپردازند و بتوانند همسر و ‌خود را در مسیر ‌آرامش، شادابی، پیشرفت، ترقی و خوشبختی واقعی قرار‌دهند.

هماهنگیِ «عشق» و «آگاهی» و رفع نیازهاست که به زندگی مشترک شادابی، جذابیت و بالندگی می‌بخشد. مهر، محبت و دلدادگی بدون آگاهی، به‌طور معمول در کوتاه‌مدت، زیبایی و جذابیت‌های خاص‌ خود را دارد‌ ولی برای داشتن زندگی مشترک پرطراوات و غنی در طولانی‌مدت، علاوه‌بر عشق، به دانش و آگاهی همسرداری نیز نیاز مبرم است‌ چراکه عشق، بخشی از نیازهای یک زندگی مشترک موفق را تشکیل می‌دهد و به‌تنهایی نمی‌تواند دیگر نیازهای زناشویی را که بسیار گسترده هم هستند، جواب‌گو باشد. می‌گویند: «عشق و آگاهی (دانش همسرداری)، همانند پیچ و مهره، آجر و ملات، لازم و ملزوم هم بوده و همانند دو بال یک پرنده هستند که بدون یکی، پرواز واقعی امکان‌پذیر نمی‌شود.»

به‌طور معمول عشق، تحمل مشکلات و موانع را برای انسان آسان می‌سازد و انگیزه‌ای قوی برای رفع آن‌ها می‌شود ‌ولی نمی‌تواند از بروز‌ مسائل و مشکلات، جلوگیری به‌عمل آورد. عشق، منبع قدرت، حرارت و نور زندگی ‌است. عشق، محرک قدرتمندی است که زوج‌ها تشکیل خانواده بدهند، یار و یاور هم باشند و احساس خوشبختی کنند و به آن تداوم بخشند. پرسش این ‌است که با وجود این قدرت فائقه که انسان را به اوج آسمان‌ها می‌برد، اگر زن و مرد عاشق، فاقد دانش کافی و مهارت‌های لازم همسرداری باشند و نتوانند نیازهای خود و همسر را به‌درستی تشخیص داده و ‌برطرف کنند، چگونه می‌توانند در حل مسائل ‌و مشکلات زندگی مشترک و ایجاد روابط مؤثرتر، موفقیت به‌دست آورند و به آن تداوم بخشند؟

‌«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها...»

بیش‌تر ازدواج‌ها‌ با شور، اشتیاق، مثبت‌اندیشی و مهر و محبت شروع می‌شود و در آغاز زندگی مشترک، زوجین تصور می‌کنند که ازدواج آنان متفاوت از ‌دیگران است،‌ روابط‌شان محکم، قوی و خلال‌ناپذیر است؛ عشق و مهر و محبت‌‌‌شان، جاودانه و مادام‌العمر خواهد بود. در‌واقع شور و اشتیاق و مثبت‌اندیشی، همه‌چیز را در ابتدای امر، زیبا و آسان جلوه می‌دهد ‌و به زوج‌ها کمک می‌کند تا کارها را با احساس خوب و زیبا‌ انجام ‌دهند‌ ‌ولی‌ مشکلات بعدها ظاهر می‌شوند؛ ‌چرا‌که عشق بدون آگاهی، بستر کافی و توانمندی برای حل تمام مشکل‌ها و مسائل زندگی مشترک نیست؛ سوء‌تفاهم‌ها، عدم شناخت‌ها، ناآگاهی‌ها، ‌نبود مهارت‌ها و... ذره‌ذره پایه‌های عشق را متزلزل می‌سازند و تداوم آن‌ها، عشق را به‌آرامی به سوی بی‌تفاوتی، دشمنی و حتی به نفرت و انزجار می‌کشا‌ند.

ارسطو می‌گوید‌: «خودشناسی، آغاز خردمندی است و در عین حال، مشکل‌ترین کارها می‌باشد ولی‌ پند و اندرزدادن به ‌دیگران، ساده‌ترین کارهاست.» ‌‌

یکی از راه‌های شناخت خود و همسر، گفت و شنود سازنده با همسر و داشتن پرسش‌های مثبت از همدیگر است؛ چرا‌که گفت‌وگوهای آرام و سازنده و پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، زن و مرد را به تفکر و تأمل وامی‌دارد و توجه آنان را به نکته‌های جالب، ظریف و مثبت ‌زندگی ‌که تاکنون به آن‌ها فکر نکرده ‌و یا از اندیشیدن‌ به آن‌ها واهمه داشته‌اند، جلب می‌کند.

پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، ‌فکر‌ و توجه ما را به تهیه‌ی پاسخ‌های مثبت جلب می‌کند. تکرار این‌گونه پرسش و پاسخ‌ها، طبق قانون جذب، زن و شوهر ‌را به سوی نکته‌های مثبت و همدلانه‌ی یکدیگر ‌می‌کشاند و همسران را در ایجاد تفاهم بیش‌تر کمک می‌کند، همسران را از سو‌ء‌تفاهم و از رنج کنار هم بودن‌ها نجات می‌دهد و آنان را در مسیر زندگی آرام‌تری قرار‌می‌دهد. گفت و شنود‌های آرام و پرسش‌های مثبت از خود و ‌همسر، باعث می‌شو‌د که مسائل و موارد حاکم بر زندگی مشترک، ‌با مثبت‌اندیشی مورد بررسی قرارگیرند. اگر این پرسش و پاسخ‌ها همواره با ‌شجاعت، صداقت و احترام متقابل همراه باشد، زن و شوهر را در مسیر دست‌یابی ‌به آرامش واقعی‌، کسب رضایت از زندگی مشترک ‌و ‌خوشبختی واقعی قرار‌می‌دهد‌ چرا‌که اگر‌ گفت و شنود، گلایه و شکایت زوجین از هم، درست، مؤثر و مثبت بوده و همراه با چاشنی عشق باشد، همسران به ارزش‌ها و معیارها، نیازها و چگونگی رفع نیازها و ‌تفاوت‌های ‌یکدیگر، آگاهی بهتری‌ می‌یابند‌ و می‌توانند بینش و نگرش خود و همسر‌شان را نسبت به مسائل زندگی زناشویی، آگاهانه یا ناآگاهانه و به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدایت ‌کنند و به‌طور کلی نسبت به ویژگی‌ها، ‌نیازها و امیال خود و همسر‌‌ و آن‌چه ‌در این رابطه می‌اندیشند، شناخت بهتری‌ پیدا کنند. با شناخت تفاهم‌ها، تفاوت‌ها و تضادهای موجود بین زن و شوهر‌هاست که همسران، به کمک مهر، ‌محبت و عشق، ویژگی‌های همدیگر را تعدیل و تکمیل می‌کنند و با وجود تفاوت‌های فراوان و اساسی بین زن و مرد، زوجین با آگاهی و به یاری مهر و محبت، می‌توانند تعادل و توازن لازم را بین خواسته‌ها، نیازها و رفع آن‌ها ‌برقرار‌ساخته و خود را در مسیر ایجاد روابط همدلانه و مؤثر و تفاهم بیش‌تر قراردهند. در این شرایط، زن و شوهرها ‌به‌جای سرکوب ‌و پنهان‌ساختن احساس‌ها و نیازهای خود و فرار از بیان آن‌ها که باعث آزار و کشمکش‌های درونی فراوان است، صادقانه به بیان آن‌ها می‌پردازند. به‌عبارت دیگر، با افزایش دانش و آگاهی و کسب مهارت‌ها همراه با چاشنی مهر و محبت است که نکات مشترک، تفاهم‌ها، تضادها، توانمندی‌ها و ضعف‌ها‌ آشکار ‌و کشف می‌شوند و با آن‌ها به‌صورت درست و مثبت برخورد می‌شود و عشق راستین، امکان ظهور یافته، بالنده و غنی شده و گسترش می‌یابد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 11:17  توسط رضا احمدزاده  |